عشق

جدایی

کاش یکی بود تا ازش یعالمه سوال بپرسم و با جواباش قانع بشم.
[ پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 ] [ 1:59 ] [ رها ] [ ]


خواستم ولی نتوانستم. . .
[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 11:1 ] [ رها ] [ ]


بارون
زیر بارون چه داغونم تا عمر دارم به پات مونم ولم کردی منو سیران تا جون دارم به پات مونم زیر بارون چه داغونم تا عمر دارم به پات مونم ولم کردی منو تنها تا جون دارم به پات مونم حالا که خیره ام تا که بیایی ندونم دلخوری یا بی وفایی ولم کردی منو با بیخیالی تو که  ز حال مو خبر نداری.

[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ 17:51 ] [ رها ] [ ]


رها
من متولد 10/7/73هستم .عاشق فصل پاییزم .کاملا آروم هستم بعضی اوقات شیطون .فوق العاده احساساتی.عاشق بارونم  دیووونشم.دوستای عزیزم که لطف دارید و به وبلاگ من سر میزنید اگه سوالی دارید بپرسید جواب میذارم حتما؟

[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ 17:51 ] [ رها ] [ ]


چته رفیق عاشق من
 

چرا سراغ اون که رفته رو داری بازم میگیری اون برنمیگرده پیشت بسه دیگه بهونه گیری اگه به فکر اون باشی یروزی از غصه میمیری ببین چه حالو روزی داری تموم زندگیت شده سه چهارتا عکس یادگاری منتظر یفرصتی شروع کنی به گریه زاری این دست تقدیر عزیز من تو تقصیری نداری اونو فراموشش بکن اون دیگه عشقتو نمیخواد دیگه مثل قدیما اون سر قراراتون نمیاد اون حالا با یکی دیگه نشسته و بهت میخنده چشماشو رو به این همه گریه و زاریات میبنده
[ سه شنبه چهارم تیر 1392 ] [ 17:50 ] [ رها ] [ ]


دوست



روزهارفت ولی یاد تو کمرنگ نگشت،سالها رفت دل ساده من سنگ نگشت ،ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود یادت از صفحه این خاطره کمرنگ نگشت.  

 

با تمام وجود گناه کردیم و در تکرار آن اسرار اما نه نعمت هایش را از ما گرفت و نه گناهانمان را فاش کرد اگر اطاعتش کنیم چه میکند؟؟؟؟خدایا تو چقدر بی منت و بی صدا میبخشی و من چه حسابگر و با منت عبادت میکنم.

 

  اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم بر روی سینه ام تکه ای یخ بگذارید تا بجای معشوقم برایم گریه کند ،چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم و آخرین خواسته من از شما این است که دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم.      

[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 19:12 ] [ رها ] [ ]


رها

انگاه که غرورکسی راله میکنی،انگاه که کاخ ارزوهای کسی را ویران میکنی،انگاه که شمع امیدکسی راخاموش میکنی،انگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،انگاه که حتی گوشت را می بندی تاصدای خوردشدن غرورش را نشنوی،انگاه که خدا را میبینی وبنده خدا را نادیده میگیری،میخواهم بدانم دستانت رابه سوی کدام اسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعاکنی.

 
بنویسید به دیوارسکوت عشق سرمایه هرانسان است،بنشانید به لب حرف قشنگ حرف بد وسوسه شیطان است،وبدانیدکه فردا دیراست واگر غصه بیاید امروز تا همیشه دلتان درگیراست،پس بسازید رهی را که کنون تا ابد سوی صداقت برود وبکارید به هرخانه گلی که فقط بوی محبت بدهد
 
سلامتی کسیکه میدونه ولی همیشه ساکت میمونه،سلامتی اونایی که سخت میخورن وشیرین سخن میگن،سلامتی سرنوشت که نمیشه اونو از سر نوشت.
 
سرنوشت ننوشت گرنوشت بدنوشت،ولی افسوس که نمیتوان سرنوشت رااز سر نوشت.
 
قفس داران سکوتم راشکستند*دل دائم صبورم راشکستند*به جرم پابه پای عشق رفتن*پروبال عبورم راشکستند*مرااز خلوتم بیرون کشیدند*چه بی پروا حضورم راشکستند*تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستد.
 
 
یادمون باشه که هیچکسو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم،چون خورد میشه و میشکنه و آهسته میمیره ، یادمون باشه که قلبمونو همیشه لطیف نگهداریم،تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره ، یادمون باشه که قولی رو که بکسی میدیم عمل کنیم ،یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم براه نذاریم چون امکان داره نتونه زیاد طاغت بیاره، یادمون باشه که اگر کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت ((چون زندگیشو ازش میگیریم)).
 
آنکس که میگفت دوستمدارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که بر روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت صدای خش خش برگها همان آ وازی بود که من گمان میکردم میگوید دوستمدارد.
 
[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 18:42 ] [ رها ] [ ]


عشق
به کسی عشق بورزید که لایق عشق باشد نه تشنه عشق
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 15:27 ] [ رها ] [ ]


خیلی سخته

خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی که دوست داشتنش دروغ

بوده ولی بازم بهت بگه دوست دارم. خیلی سخته طعم واقعی مرگو

بچشی ولی صبح که چشماتو باز میکنی ببینی بازم نمردیو یه روزدیگه

رو باید بازم با خاطره هاش شروع کنی, ولی اون دیگه پیشت نیست,

پیشت نیست ولی انگار هر لحظه کنارت ولی تو پیش اون بودیو

هیچوقت ندیدت, این مثل اون میمونه, تو رو گریه بندازه تو اونوبخندونی

ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه. خیلی سخته بهت بگه دوست

دارم ولی نمیخوامت, میگن با یادش باید زندگی کنی ولی تا کی

خوابشو ببینی, میگن ناامید نشو آخه درد ناامیدی رو نکشیدن چون

ناامیدی و تنهایی و گریه تنهاهدیه هایی بوده که اون بهت داده ولی تو

تموم زندگیتو بهش دادی. خیلی سخته بهش دل ببندیو دلتو بشکونه,

تو هم میتونستی دلشو بشکونی ولی اینکارو نکردی چون خیلی

دوسش داشتی. خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون

بتونه با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی کنه بعد کل ثروتت که

عشقت بوده با کاخ آرزوهاتو یکجا خراب کنه, اونوقت زیر آوار بی مهری

و تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی و زار زار

گریه کنی. خیلی سخته آرزوت کسی باشه که از این و اون بشنوی

براش هیچ اهمیتی نداشتی, حالا دیگه آرزوی نبودنتو میکنه. خیلی

سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش اونقدر خوشحال

میشدی که دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنشم چیزی جز

عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه واسه تو نیست. خیلی سخته بعد

از چند وقت که میبینیش اشک تو چشمات حلقه بزنه ولی اشکات

فقط واسه خودت مهم باشند. خیلی سخته جرات هر کاری رو داشته

باشی به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی یرگردی و پشتتو نگاه کنی

ببینی یه عمر پشتت به دره بوده, حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگه

هست اصلا تو براش

 مهم نیستی, اصلا رسم بازیه قایم موشک زمونه

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 15:12 ] [ رها ] [ ]


*بنام خداوند دوستیهای واقعی*
بیا سری به من بزن ببین چی بودمو چیم ........

اهل همین حوالیم زخمی و خوش خیالیم .......

توماهی عشق منی .مثل یه تنگ خالیم .تموم حرف دل من خلاصه میشه تو یچیز.

ما قسمت  هم نمیشیم خداحافظ برو عزیز له شده قلبم زیر پات اشک پشیمونی نریز

عقلمو گم کردم هی به حرف دل گوش میکنم خودمو کشتم و نشد تورو فراموش بکنم

گفتی که از پیشت برم گفتی که من مسافرم تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم .

حالا که باخیال تو من شبوروزم سفرم ،توی دوراهی موندم آیابرم آیانرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                                آیابرم آیا نرم؟؟؟

 

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 13:58 ] [ رها ] [ ]


بنام آفریننده ی عشق
تاحالا شده دلت بگیره از دست غصه دق کنه بمیره .....تاحالا شده محتاج بشی حتی خدا هم دستتو نگیره .....تا حالا شده یروز بی خبر عشقت بره بهونشو بگیری؟بفهمی هرچی میگفت دروغ بود کم بیاری دلت بخواد بمیری..

تا حالا تنها یه جانشستی بی سرو صدا توی خودت شکستی .شده حس خجالت بشینه رو چهرت فکر کنی اضافی هستی؟

تا حالا شد چیزی ببینی دلت بخواد کور بشی و نبینی واسه پنهون کردن گریه هات زیر بارون بدون چتربشینی؟

 ای خدا زندگیم نقش بر آبه حال قلب عاشقم بدجور خرابه .قسمت میدم که جونمو بگیری زنده بودن برا من مثل عذابه.توکه از حال دلم با خبری .چرا گریه هام اثری نداره؟به چه جرمی ای خدا ......

تمومش کن خدا دیگه بریدم .به هرچی که نمیخواستم رسیدم .تمومش کن تمومش کن.خدایا دیگه بسه عذاب قبر کشیدم .نه از عشق خیردیدم نه از دوست .به کی خوشباشمو به چی امیدوار؟دارم زجه زنون بپات میفتم تو میبینی ولی انگار نه انگار.....

ولی انگار نه انگار.....

                                                ولی انگارنه..........

       انگار.........

 

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 13:56 ] [ رها ] [ ]


"الهی گواهی که گاهی نگاهی ندارد گناهی"
وقتی کسی رو دوستداری حاضری جون فداش کنی حاضری دنیاروبدی فقط یبار نگاش کنی،بخاطرش داد بزنی ،بخاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی حتی رو برگ زندگی.......وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه اما اونیکه عاشقته عاشقی رو بلد باشه ،قید تموم دنیارو بخاطرش میزنی خیلی چیزهارو می شکنی ،حاضری قلب تو باشه پیش چشمای اون گرو فقط خدا نکرده اون یوقت بهت نگه برو،حاضری هرچی که دوستنداشت بخاطرش رها کنی ،حسابتو حسابی از مردم شهر جداکنی ،حاضری حرف قانون رو ساده بذاری زیر پاهات به حرف اون گوش کنیو به حرف قلب باوفات ،وقتی میشینه به دلت از همه دنیا میگذری ،تولد دوبارته اسمشو وقتی میبری حاضری جونتو بدی یه خار توی دستش نره حتی یذره گردو خاک تو معبد چشماش نره...........!!!!!!

حاضری مسخرت کنن تموم آدمای شهر اما نبینی اون باهات قهر کرده واسه یلحظه قهر حاضری هرجا که بری بخاطرش گریه کنی بگی که محتاجشیو به شونه هاش تکیه کنی ،حاضری بخاطر خواستن اون دیوونه بشی رو دست لیلی بزنی باقصه ها هم خونه بشی ،حاضری مردم تو رو با دست نشون بدن .... دیوونه های دوره گرد واسه تو دست تکون بدن ،حاضری اعتبارتو بخاطرش خراب کنی ،بجاش اونو انتخاب کنی  وقتی کسی تو قلبته یچیز قیمتی داری دیه به چشمت نمیاد اگه که ثروتی داری،حاضری هرچی بشنوی حتی اگه سرزنشه  بخاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه ،حاضری هر روز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی  و باز خودتو رسوا کنی ،حاضری بخاطرش پاشی بری میدون جنگ عاشقی باشی اما بازم یه تفنگ بگیری دستت،حاضری هرچی گل داریم دونه بدونه بشمریو بسوزی از تب نگاهش....اسمشو وقتی میاری حاضری جز اونو ساده فراموش کنی ،حاضری هرچی که داری بیان و از تو بگیرن پرنده های شهرتون دونه دونه ببرن..........

وقتی کسی رو دوستداری صاحب کلی ثروتی....نذار که از دست بره ......

                                                               این گنج خیلی قیمتی..........

             "وقتی کسی رو دوستداری"...............................

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 13:55 ] [ رها ] [ ]


چجور فریاد بزنم دیگگگگگگگگگگگگگه عاشق نیستم؟
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:27 ] [ رها ] [ ]


کسی هست؟؟؟
کسی هست که برام عشقو تعریف کنه؟
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:24 ] [ رها ] [ ]


خداحافظ



خدا حافظ بروعشقم برو که وقت پروازه
 برو که دیدن اشکات منو به گریه میندازه
 نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست
  نمیشه بعد تو بوسید نمیشه بعد تو دل بست
  منو تنها بذار اینجا تو این روزای بی لبخند
 
 که باید بی تو پرپرشه که باید از نگات دل کند
 
 حلالم کن اگه میری اگه دوری اگه دورم
 اگه با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم
  نگو عادت کنم بی تو که میدونی نمیتونم
 که میدونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم
  فدای عطر آغوشت برو که وقت پروازه
  برو که بدرقه داره منو به گریه میندازه
  برو عشقم خداحافظ برو تو گریه حلالم کن
 خداحافظ برو اما عزیز من حلالم کن
[ شنبه یکم بهمن 1390 ] [ 16:15 ] [ رها ] [ ]


جنون
حسم شده جنون و دیوانگی از عشق
[ سه شنبه بیستم دی 1390 ] [ 13:10 ] [ رها ] [ ]


فاصله
 

 

بین دنیای منو اون فاصله خیلی زیاده بغض نبودنش داره منو میکشه .پس روزای خوب رفتمووووون کجان ؟کی میشه از این روزا رها بشم؟کجا باید دنبال روزای خوب آشنایی باشم؟

[ یکشنبه هجدهم دی 1390 ] [ 16:29 ] [ رها ] [ ]